بابونه: حاج حبیب جوشن را کم‌وبیش دوستان دوران دفاع مقدس می‌شناسند. آن روز که مشتاقانه در کمیته امداد امام خمینی (ره) پذیرای رزمندگان بود. او امدادگری قابل بود و این صفت تا پایان دفاع مقدس همراه داشت و مردان جبهه را یاری می‌کرد.

 

نه‌تنها یار خانواده‌های مستضعف و محروم بود که خانواده رزمندگان و ایثار گران نیز از محبت‌های او محروم نبودند.

وقتی به ستاد پشتیبانی جبهه و جنگ پیوست فعالیتش دوچندان و ارتباطش با جنگ تنگاتنگ شد؛ و سرکشی او از جنگ و جبهه مسئولیتش را در مقابل دلیرمردان رزمنده دو برابر و تلاشش را بیشتر کرد.

حاج حبیب، دوست و یار و یاور رزمندگان بود و بر گردن همه‌ی آن‌ها حق داشت.

چه کسی می‌تواند حاج حبیب را به یاد آورد ولی لبخندهای مهربانانه‌اش را فراموش کند؟

چه کسی می‌تواند حاج حبیب را به یاد آورد و محبت‌هایش و علاقه‌اش به دلیرمردان جبهه و مردم فقیر و مستضعف را فراموش کند؟

او در بیشتر امورِ رزمندگان کمک‌حال آنان بود. آنجا که برای ساختن خانه و یا امورات دیگر زندگی به او مراجعه می‌کردند با روحی گشاده و خندان و خستگی‌ناپذیر پیگیر مشکلات آنان بود.

حاج حبیب پس از عمری زندگی ساده و صادقانه سرانجام در 25 تیرماه 1395 پس از یک دوره کوتاه بیماری جان را به جان‌آفرین تسلیم و به دیار باقی پر کشید؛ یادش به خیر و خدا با دوستان شهیدش محشور گرداند.

 حسین پیروان

تیرماه 1395

You have no rights to post comments