بابونه : مطلب تنگ تیکو را که نوشتم حس نوستالوژی خیلی ها رابیدار کرد .باورتان نمی شود که همین یک مطلب ساده و خودمانی چقدر خاطرات  قدیم همشهریان را دوباره زنده کرد .خیلی از این دوستان به من  لطف داشتند و با من تماس می گرفتند و از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی خود از این مکان زیبا و

طبیعی با من سخن می گفتند. یکی از این بزرگواران کسی نبود جز مهندس صالح پور فرماندار سابق شهرستان و مدیر مسئول نشریه سلمان .

در یکی از روزهای پایانی دی ماه و اواخر ساعت کار اداری بود و در دفتر محل کارم نشسته بودم که زنگ تلفن همراهم به صدا در آمد.گوشی را برداشتم و شروع به سلام واحوال پرسی نمودم .مهندس صالح پور که بسیار تحت تاثیر مقاله قرار گرفته بود از خاطرات خوش دوران نوجوانی خویش از غار تنگ تیکو می گفت و اینکه چگونه با وجود آنکه تشنه بودیم به هوای خوردن آب خنک و گوارای سنگ آب داخل غار  با دوستان مان از خانه تا دامن کوه را می دویدیم و ...... بحث من و مهندس صالح پور در باره ی این غار و منابع آب شهر و هوایی  که روز به روز آلوده تر می شود  ادامه یافت تا این که من فرصت را مناسب دیدم  و از ایشان پرسیدم: جناب مهندس خوب یادم هست در زمان تصدی شما در پست فرمانداری کازرون یکی از مخالفان اصلی احداث کارخانه سیمان در دشتک دوان شما بودید واقعاً دلیلش چه بود ؟  و اینک در اینجا از ایشان اجازه می خواهم که دیدگاه شان را درباره ساخت این کارخانه برای خوانندگان گرامی نقل نمایم. ایشان در پاسخ چنین عنوان نمودند که " بله شما کاملا درست می فرمایید من همیشه و حتی الان هم با ساخت چنین سازه ای آن هم  در چنین مکان حساسی مخالف بوده وهستم .واقعیتش آن است که من همیشه گفته ام که خداوند نعمت های فراوانی را به شهر ما ارزانی داشته که دو تا از بهترین آن ها هوای پاک و آب سالم ومناسب کافی ست.حال شما بگویید چطور می توان به راحتی پذیرفت که ما بیاییم و با ساخت یک کارخانه آلاینده چون سیمان این هر دو نعمت خوب خداوند را از مردم خود بگیریم ؟ آیا آیندگان  ما مورد سرزنش قرار نخواهند داد؟ نگاه کنید من با مسئله توسعه و ایجاد اشتغال در شهر مخالف نبوده ونیستم لیکن ساخت کارخانه در مکانی که می تواند پیامد های زیست محیطی بسیاری داشته باشد را نمی توانستم بپذیرم از این رو آن زمان تا استانداری نیز رفتم ودلایل مخالفت خود را بیان نمودم از جمله به آقای ...... در استانداری عرض کردم  آیا کارخانه سیمان شیراز بیش از چهل سال نفس مردم شیراز را در سینه حبس نکرد ؟ ایشان فرمودند چرا ؟ باز سوال کردم : منزل شما کجای شیراز است ؟ ایشان گفتند نزدیکی های شاهچراغ . گفتم : آیا خاک کارخانه سیمان تا آنجا هم می رسید و ایشان گفتند : بله و سپس من به ایشان گفتم :خداوکیلی آیا من حق دارم با ساخت چنین کارخانه ای  آن هم درست در  دو کیلومتری شهرم مخالفت کنم ؟ مکانی که هم از لحاظ موقعیت جغرافیایی به دلیل وزش باد شمالی گرد وخاکش مستقیما بر سر روی مردم شهر می نشیند و هم درست روی منایع آب شرب شهر است . و ایشان قانع شدند که حق با من است وبنابراین قضیه در آن سالها منتفی شد.البته در همان زمان ما زمین دیگری را در منطقه ای دیگر که پیامدهای زیست محیطی کمتری داشت انتخاب کرده و به سرمایه گذاران معرفی نمودیم " ( پایان نقل قول)

بله  دوستان واقعیت آن است که امروزه در ساخت کارخانجات آلاینده ای همچون سیمان به شدّت می بایست ملاحظات زیست محیطی رعایت گردد. ملاحظاتی همچون جهت و سرعت وزش باد های غالب در منطقه ، داشتن فاصله حداقل 20 کیلومتر تا مناطق مسکونی ، نوع استقرار آن نسبت منابع آبهای سطحی و زیر زمینی ، ساختار زمین شناسی و زلزله خیزی منطقه ، وضعیت رویشگاهی و نوع پوشش گیاهی منطقه ، میزان نفوذ پذیری خاک منطقه ، وضعیت حیات وحش  درمنطقه و موارد بسیاری دیگر.

حال جای این سوالات اساسی برای من و همه ی دوستداران محیط زیست و فعالان اجتماعی باقی ست که در مکان گزینی کارخانه سیمانی که صحبت از آن ورد زبان هاست کدامیک از ملاحظات  فوق الذکر در نظر گرفته شده است ؟ آیا جز این است که بادهای غالب در دشت کازرون باد های غربی به شرقی و باد شمالی ( کوه به دشت ) می باشد این درست بدان معنی است که بدون تردید تمام غبار و گازهای آلاینده و ذرات معلق ناشی از این کارخانه مستقیما وارد ریه های مردم این شهر خواهد شد آلاینده هایی که طبق گفته ی کارشناسان می تواند بیماری های تنفسی مختلف و  انواع سرطان ها را نیز بدنبال داشته باشد .

آیا انتخاب مکانی بسیار نزدیک به مناطق مسکونی شهری درست در فاصله اندک دو تا سه کیلومتری به معنای مرگ تدریجی این شهر نیست ؟   درحالی که امروزه برای احداث یک مرغداری حداقل فاصله سه کیلومتری باید  لحاظ گردد، انتخاب مکانی تا بدین حد نزدیک به شهر نوعی سوء ظن نسبت به اهداف سرمایه گذران این طرح را در اذهان ایجاد می نماید.

مسئله اساسی دیگر قرار گرفتن مکان این سازه درست بر روی منابع آب های آشامیدنی شهر و نفوذ پذیری بیش از حد این زمین ها ست که قطعا ً در صورت تحقق چنین پروژه ای آینده ای بس خطرناک در انتظار منابع آبی شهر خواهد بود .همان گونه که همگان اطلاع دارند زمین های شمالی شهر بدلیل بافت متخلخل و ماسه ای و اصطلاحاًکرشک بودن آنها بسیار نفوذ پذیر بوده به همین دلیل از هزاران سال پیش تامین کننده منابع آب زیر زمینی کازرون بوده اند حال بیایید تصور کنیم که با دست خودمان بزرگترین تولید کننده های پسآب های زائد را بر روی آن بنا کنیم .آیا عملاً دست به یک عمل انتحاری نزده ایم ؟

از سوی دیگر احداث چنین کارخانه ای قطعاً تیر خلاصی است بر  شکوه و عظمت بی نظیر تاکستان های زیبای دوان . تاکستان های ارزشمندی که نشان از همت و اراده یک قوم دارد و به اعتقاد نگارنده ارزش تاریخی بسیار بالایی داشته و جزو میراث ملی این دیار محسوب می گردد و بنابراین باید در نگهداری آن بسیار کوشش نمود.

همچنین وجود رویشگاه های وسیع ومتراکم بلوط و بادام کوهی در مجاورت محل این سازه قطعاً با تخریب و آسیب جدی و نابودی  حتمی روبرو خواهد شد. با این اوصاف به نظر می رسد تا دیر نشده مسئولین امر می بایست فکری اساسی در این رابطه بکنند و به عنوان یک پیشنهاد با تشکیل یک کارگروه تخصصی ,و کارشناسی به بررسی همه ی جوانب امور بپردازند و شرایط را به گونه ای رقم بزنند که در آینده مورد نفرین فرزندان مان قرار نگیریم و نسل های آینده ما را به خاطر ندانم کاری و سستی اندیشه مورد نکوهش قرار ندهند.

باز هم می گویم در شهری که پتانسیل های بالای بسیاری برای ایجاد اشتغال در زمینه ی گردشگری و صنایع تبدیلی کشاورزی و .... دارد   رفتن به سمت  احداث چنین صنایع ویران گر یک نوع بدسلیقگی وکج اندیشی محض به حساب آمده  و نه تنها به زیان نسل امروز است بلکه  سال ها بعد صدای دلخراش و بدآهنگ این ساز به گوش خواهد رسید . از ما گفتن بود والسلام.

 

محمودرضا پولادی

اسفند 1393

You have no rights to post comments