چاپ
دسته: مقاله های مرتبط با کازرون

بابونه : بامداد سیزده فروردین بود .روز طبیعت روزی که همه ی مردم سرزمین ما به رسم و آئینی چند هزار ساله از خانه بیرون می زنند تا به اصطلاح نحسی سیزده گریبان شان را نگیرد ( البته هر چند نگارنده هیچ اعتقادی به نحس بودن عدد یا روزی خاص از سال یا ماه و هفته ندارم و هر روز را روز خوب خدا می دانم

اگر با نیت کار خیر و نیکی و مهربانی بدان بنگریم ) . به هر حال آنچه مسلم است در این روز  ویژه و منحصر به فرد که تقریبا می توان گفت نود درصد مردم وخانواده ها از شهر بیرون زده تا در گوشه ای از این طبیعت زیبا سایبانی برای خود دست و پا کنند و روزی شاد را با اهل فامیل و دوستان بگذرانند مسائل و مشکلات خاصی نیز بدنبال خواهد آمد که اگربا هوشیاری و درایت و صبر و حوصله خود مردمو مسئولین همراه نباشد ممکن است این روز شاد خدای نخواسته به تلخی نیز به گراید.هجوم بیش از حد مردم با اتومبیل های شخصی و ایجاد ترافیک سنگین در راه ها و جاده های اطراف شهرها نیاز به مدیریتی قوی و هوشمندانه از سوی نیروی انتظامی و پلیس راه دارد . عزیزانی که بر خلاف تمامی مردم باید جدا از خانواده هایشان این روز را در ماموریت به سر ببرند تا بلکه سایر مردم و خانواده ها در آسودگی خیال سیزده بدرشان به سر شود. البته گروههای دیگری از افراد نیز وضعیت مشابهی با نیروی زحمت کش انتظامی و پلیس راه دارند که جا دارد از زحمات شان قدر دانی گردد .پزشکان و پرستاران کشیک و اورژانس و آتش نشانی و ... از این جمله اند .

بگذارید برگردیم به جمله اول صحبتم . بله روز پنج شنبه سیزده فروردین ماه بود .من و برادر عزیزم مهران خان روزبهی طبق قول و وعده ی که با بچه های طبیعت دوست  موسسه سیزده فروردین گذاشته بودیم برای توزیع کیسه های جمع آوری زباله بین گردشگران به سمت اتوبان پریشان و فلکه سلمان( پردیس ) در حرکت بودیم ساعت کمی از هفت و نیم گذشته بود از فلکه ترمینال که گذشتیم چند صد متر آن طرف تر  روبروی مجتمع بازرگانان  شلوغی و ترافیکی غیر عادی از دور نظرم را جلب کرد نزدیک که شدیم چند خودرو شخصی را دیدیم که توسط پلیس محترم راهنمایی و رانندگی متوقف شده بودند و پلیس در حال جریمه کردن این رانندگان بود  دیدن دوربین کنترل سرعت در کنار ماشین پلیس  حکایت از شکل و نوع جریمه داشت .

راستش را بخواهید اگر چه شخصا به قانون مندی و رعایت اصول رانندگی اعتقاد کامل داشته و دارم اما این نوع جریمه کردن خلق الله آن هم در ابتدای اتوبان خروجی شهر و آن هم در روز سیزده بدر را نوعی کج سلیقگی می پندارم .

به راستی رسالت پلیس محترم راهنمایی و رانندگی یا پلیس راه به خصوص در این روز حساس چیست ؟ آیا بهتر آن نبود که پلیس محترم به جای مچ گیری از مردم  به فکر هدایت و راهنمایی مردم باشد ؟

آیا بهتر نبود که پلیس راهنمایی به جای اینکه به فکر پر کردن قبض های جریمه ی خود باشد به فکر مراقبت از مردم و رانندگان و کنترل مسیر ها و جلوگیری از ایجاد ترافیک و راه بندان باشد ؟

اینکه اول صبح بیائیم و در گوشه ای که مردم حدس نمی زنند کمین کنیم و رانندگان را به خاطر ده بیست کیلومتر سرعت بیشتر جریمه کنیم چه سود و منفعتی به حال مردم دارد و چه مشکلی از مشکلات مردم را حل خواهد نمود و کدام راننده را مقید به رعایت حریم سرعت در جاده ها خواهد نمود .البته شنیده های حکایت از آن دارد که این شکل جریمه کردن رانندگان ومسافران نوروزی در مبادی  ورودی و خروجی شهر حتی در روزهای نخست سال نیز رخ داده که مسلما اگر مسافری را در بدو ورودش به شهر کازرون به جای استقبال با گل و شیرینی جریمه نموده باشیم قطعا اثر تلخ و خاطره ناخوشایندی را برای آن ها رقم زده ایم .اثر منفی که قطعاً تا سال ها در خاطر آن ها باقی خواهد ماند و هر گاه نام کازرون برده شود بدون شک با ناخرسندی  همراه خواهد بود.

مسلما احترام به قانون ومقررات رانندگی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است اما در روزی مانند سیزده بدر به جای آنکه به فکر جریمه مردم باشیم بهتر بود به فکر کمک و راهنمایی مردمی باشیم که با دل خوش از خانه بیرون زده اند و دوست داشتند روز خوبی را در طبیعت بگذرانند و به نظرم اصلا سزاوار نبود به خاطر ده بیست کیلومتر سرعت بیشتر عده ای از مردم را همین اول صبح از خود برنجانیم و با اوقاتی تلخ راهی سفر کنیم.

متاسفانه این رویه جریمه کردن مردم به انحاء مختلف می تواند به جای اثر بازدارندگی اثر معکوس داشته باشد و به جای آنکه رانندگان را وادار به رعایت قانون کند بعضاً آنها را عصبی تر راهی جاده کند که خود ممکن است خطرات بیشتری را بدنبال بیاورد. گاهی گذشت هم خوب است و کارساز تر . گاهی اصلا لازم است رانندگان قانون مند را تشویق کنیم . چرا همه اش از در جریمه و توبیخ وارد می شویم . گاهی شده که راننده ای را به خاطر بستن کمربند ایمنی یا داشتن سرعت قانونی و مجاز متوقف کرده و به او هدیه ای از سوی پلیس بدهیم . هدیه ای هر چند کوچک در حد یک کارت شارژ 2000 تومانی  و یا حتی چند کلمه ساده تشکر آمیز به پاس قدر دانی از قانومندی یک راننده . آیا اثر این کار تشویقی به مراتب بیشتر از جریمه و توبیخ و کسر امتیاز و ..... نیست .

به امید روزی که همه ی شهروندان ما به سطحی از آگاهی و قانون مندی برسند که نیازی به استفاده از روش های بازدارنده وجود نداشته باشد و باز هم به امید روزی که شیوه های کارآمد وتشویق آمیز را جایگزین شیوه های قهر آمیز و بازدارنده نمائیم.

 

محمودرضا پولادی

فروردین 1393