بابونه : این روز ها شاید یکی از مبرم ترین معضلات کشور و دنیا که بازتاب آن در رسانه ها و شبکه های اجتماعی بسیار نمایان است بحث کم آبی و خشک سالی است.برخی متخصصان از بروز جنگ و ناآرامی بر سر کمبود آب به همین زودی ها خبر می دهند و وضع را بسیار وحشتناک ترسیم می کنند تا شاید مردم و مسئولین بیدار شوند

 

و قبل از این که وضع از این بدتر شود علاجی کنند.این خشکسالی ها را در شهرستان هایی همچون کازرون که فیروزه ای گرانبها همچون پریشان را در چند سال اخیر از دست داده بسیار ملموس تر است اما نکته ی تأسف برانگیز در شهر ما این بود که وقتی پریشان خشک شد مردمی که به عمق فاجعه واقف نبودند بر این زخم نمک پاشیدند و چاه های غیر مجاز بیشتری حفر کردندو متولیان امر کاری که باید را انجام ندادند و جلو این اقدامات غیر قابل جبران را نگرفتند.

کار به آنجا رسید که واقعا متوجه شدند که دیگر نه وقت مصلحت نگری و دست روی دست گذاشتن است باید کاری کرد.در همین راستا در سال گذشته مجموعه ی شهرستان کمر همت بستند تا تعدادی از این چاه های غیر مجاز را پر کنند تا شاید در التیام این زخم عمیق گامی برداشته شده باشد.خدارا شکر همه دست به دست هم دادند و در این اقدام قابل تقدیر تلاش کردند تا بالاخره حدود 200 حلقه چاه غیر مجاز پرشد و این قدام اگرچه در مقابل صد ها و بلکه هزاران چاه غیر مجازی که در سطح شهرستان شیره ی زمین را می مکند ناچیز است اما در نوع خود در کشور کم نظیر بود به گونه ای که بنده درچندین جلسه در سطح استان از زبان مسئولان استانی تمجید این اقدام را شنیدم و حتی خبر این ماجرا به جایی رسید که معصومه ی ابتکار رییس سازمان حفاظت محیط زیست نیز در یکی  از جلسات نام کازرون را به عنوان یک شهرستان موفق در پرکردن چاه های غیر مجاز برد.لازم است که تکرار کنم که در وضعی که بسیاری از شهرستان ها حتی نتوانستند یک چاه هم پر کنند این کار بزرگ و مطلوب جلوه کرد وگرنه هنوز این زخم خشکسالی کازرون شدیدا جریح و خون آلود است.


بهر حال غرض از نگارش این مطلب سخن از فداکاری های مردی گمنام بود که نوک پیکان اجرایی این اقدام قرار داشت ولی تا کنون بنده نشنیده ام که مقامی و مسئولی از وی آنچنان که باید تقدیر کند و شاید بسیاری از مردم که با شنیدن این اقدام خوش حال شدند اصلا او را نشناسند.دلاور مردی که در طی عملیات پرکردن این چاه ها از جان و مال و همه چیز خود مایه گذاشت تا این عملیات به موفقیت انجام شود و دین خود را به مردم خود ادا کند.چند بار از خود او و چند بار هم از همراهان و مأمورین نیروی انتظامی شرح ماجرا ها و در گیری ها را شنیده ام واقعا وحشتناک و دشوار است.یکی می گفت در جایی چند نفر از اهالی محل برای اینکه از پر کردن چاه هایشان جلوگیری کنند مأموران و همراهان را به گلوله بستند و واقعا خدا رحم کرد که کسی آسیب ندید.شنیدم در جای دیگری صاحب چاه دست زن و بچه ی خود را گرفته بود جلو این افراد ایستاده بود گریه و زاری کنان التماس می کرد و مردم هم که این وضع را می دیدند به مأموران و مسئولان فحش و ناسزا می دادند حتی چندین بار درگیر  شدند.در این مقاله قصد بنده تقدیر و تجلیل از مردی است که همه ی این دشواری ها و خطرات را به جان خرید تا این اقدام به نحوی موفق انجام شود و خود گمنام و بی ادعا ماند حال بماند که بازتاب های این اقدام نواله ی مانور های چه کسانی شد.

مهندس صمد سعید ریاست اداره ی امور آب شهرستان که در مدت چند ساله ی تصدی خود بر این اداره همواره یکی از موفق ترین مدیران شهرستان و در حوزه ی خود یکی از موفق ترین ها در استان بوده است.کسی که شاید این روز ها بخاطر اجرای قانون برخورد با متخلفینی که می خواهند به بهانه ی کشاورزی و هزار چیز دیگر سرمایه های ملی این مرز و بوم و حتی دنیا را برای منافع خود به هدر دهند دشمنان زیادی دارد.سرباز گمنامی که اگر قدر زحماتش را بفهمیم باید دست بوس او و امثال او باشیم چرا که امروزه حفظ آب که مایه ی حیات است ازحفظ هر چیز دیگری مهم تر و حیاتی تر است.

شاید هر کدام از ما جای او بودیم تا کنون بار ها جازده بودیم و کم آورده بود چرا که اگر پای درد دل هایش بنشینی از بی مهری ها و بی توجهی هایی که می بیند بشنوی اشکت در می آید.چندی پیش وقتی بحث از برخورد بعضی ها با وی شد و برایم گفت که چه دل پری دارد سخن بزرگی را به یاد آوردم که می گفت:اگر خواستی مصلح باشی و خطا نکنی و طبق اخلاق و عدالت رفتار کنی حتما زره بپوش چرا که آن قدر سنگ به طرفت می آید که اگر مسلح نباشی خیلی زود از پا در می آیی.

این گونه افراد در طول تاریخ در ایران و در کازرون کم نبودند که تا وقتی بودند  کسی آن ها را نمی شناخت و مغضوب جمع بودند .وقتی که رفتند و جای خالیشان احساس شد به نعمت وجودشان پی می بریم و وااسفا سر می دهیم و اگر خیلی با انصاف باشیم چند تقدیر زبانی خشک و خالی نثارشان می کنیم.

در پایان کلام چیزی برای گفتن ندارم جز درود نثار کنم به این بزرگ مردی که بهتر از خیلی ها قدر آب را می فهمد و از جان برای حفظ مایه ی حیات بشر قدم بر می دارد درود بر او که سخنران نطق برچین محافل نیست و مرد عمل و کار است درود به تمامی کسانی که در هر پست و سمتی هستند فقط خدمت را سرلوحه ی کار خود قرار داده و مردانه برای مردم و صرفا به امید خدا کار می کنند.اگر هر کدام از ما قدر مهندس سعید ها و  خادمین زحمتکش خود را بدانیم و در بهبوهه ی آماج بی مهری نسبت به این خادمان، حامی آن ها باشیم آن وقت است که در خدمت این مردان به جامعه شریکیم وگرنه اگر بخواهیم خدمات را از یاد ببریم ،مطمئن باشید خیانت ها را نیز نادیده خواهیم گرفت و خود نیز خائن به خویش خواهیم بود.

به امید آن روزی که دستگاه حاکمیت ایران اسلامی پر شود از خادمین صدیق مردم.

 

محمد جواد سیاح پور

خرداد1394 

You have no rights to post comments