بابونه : در تاریخ دیرین و پر از افتخار سرزمین ما روزهای بسیاری به جشن و آئین های شاد اختصاص یافته و این نشانه ی روح لطیف و سرشار از مهربانی مردمان این دیار است و ریشه در فرهنگ اصیل وکهن آریایی دارد. جشن هایی که هر کدام برای خودشان معنا و مفهومی خاص داشته و حاوی پیامی ارزشمند و اخلاقی

برای بهتر زیستن در کنار یک دیگر است .هر چند که بسیاری از این آئین ها با افسانه ها در هم آمیخته اما بازهم چیزی از ارزشمندی آن ها نمی کاهد. . برای اثبات این مدعا بنگرید به جشن هایی همچون جشن نوروز و جشن یلدا و جشن مهرگان و چهارشنبه سوری.

چقدر زیباست که در بلندترین شب سال به این بهانه ساده همگان به گرد هم جمع می شوند و به دیدار پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها می روند و پای صحبت های شان می نشینند و گوش به خاطرات شان می دهند و از دریای بیکران تجربیات شان بهره می برند.

در جشن مهرگان همه به خاطر شروع فصل کشت وکار  جمع می شدند و جشن می گرفتند و با شور ونشاط وارد فصل پائیز و آغاز کار و کوشش می شدند و یا در نوروز هم زمان با اعتدال بهاری و در لطیف ترین روزهای سال همه دشمنی ها و کدورت ها را دور می ریختند و به دیدار هم می رفتند.

شب چهار شنبه آخر سال یا همان جشن چهارشنبه سوری نیز آئینی است کهن که در مورد قدمت و ریشه ی شکل گیری آن روایت های بسیاری بیان شده است  و افسانه های بسیاری نقل گردیده است اما باز هم جشنی بوده که در جای خود زیبا و ارزشمند است . در واقع چهارشنبه سوری را فقط نباید در روشن کردن آتش و پریدن از روی آن نگاه کرد بلکه دور ریختن کینه ها از دل ( زردی) و بخشش محبت و مهربانی به یکدیگر (  سرخی ) در واپسین روزهای سال تنها گوشه ای از پیام این آئین باستانی است .

خلاصه آنکه فرهنگ کهن و باستانی ما میراثی است گران بها از باورها و ارزش هایی که نسل به نسل و سینه به سینه به ما رسیده و بر ماست که در حفظ و نگهداری  آن کوشا باشیم و آن را به نسل های بعدی منتقل کنیم ، اما متاسفانه در سال های اخیر این آئین ملی و میهنی به سرعت در حال تغییر چهره دادن است و ورود انواع و اقسام  ترقه ها و بمب های صوتی  رفته  رفته دارد  موجب لوث شدن  این جشن کهن می گردد.

امروزه ما شاهد آنیم که حجم زیادی از  این بمب های دستی و ترقه ها و آتش زنه ها که به صورت قاچاق وارد کشور می شود در شب چهار شنبه آخر سال  آرامش  شهر و کوچه و خیابان هایش را برهم می زند و جوانان با ذوق و شوق فراوان هزاران هزار تومان پول زبان بسته والدین خود را خرج خرید این مواد منفجره می کنند تا بلکه بدین گونه شادی در گلو مانده شان را فریاد بزنند .

آیا این است رسم امانت داری ؟ براستی ما با آئینی پاک وسرشار از مهربانی که از نیاکان ما به ارث رسیده است چه کرده ایم ؟

آیا غیر از این است که اصل و واقعیت آن را فراموش کرده ایم و به جای آن به  هیاهو برای هیچ دل خوش کرده ایم ؟ در شبی که همه باید شاد باشند و با دل خوش به استقبال سال نو بروند عده ای باید آزار و اذیت بشوند و آسیب ببیند و خاطره ای تلخ از این شب برای شان باقی بماند و بس .

آیا هیچ اندیشیده ایم که شاید در همسایگی ما بیمارانی در بستر خوابیده اند که بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارند. آری عزیزان متاسفانه در سال های اخیر شب چهارشنبه آخر سال تبدیل شده به شب دود و غرش ترقه ها و بمب های دستی . شبی که اگرچه به ظاهر گروهی سرخوشند و غرق شادی اما بسیاری دیگر آزار می بینند و آرامش شان سلب می شود.

البته تغییر هنجارها در یک پدیده اجتماعی مانند چهارشنبه سوری آن هم با گذشت هزاران سال امری اجتناب ناپذیر است اما باید دقت داشت این تغییرات نباید به اندازه ای باشد که شکل وماهیت پدیده را به طور کلی دگرگون سازد. .به هر جهت به نظر نگارنده همان گونه که پاسداشت ارزش ها و آداب رسوم ملی امری ست کاملا ضروری ،  ولی ضروری تر از آن حفظ کرامت انسان ها و شهروندانی است که آنان نیز می خواهند شبی شاد وخاطره انگیز را با خانواده  و فامیل خود سپری کنند. پس بیاییم از این پس جشن ها و آئین های ملی و مذهبی مان را آن چنان که باید و شایسته است برگزار کنیم و در یک کلام :" بیایید شاد باشیم ولی مزاحم دیگران نباشیم "

محمودرضا پولادی

26 اسفند 1393

 

 

 

You have no rights to post comments