بابونه : ایرنا- روزنامه اطلاعات در صفحه گزارش به بررسی بحران کم آبی و عوامل آن در کشور پرداخته است. در بخش نخست این گزارش که در شماره روز شنبه بیست و چهارم مرداد 1394 خورشیدی به قلم ارمغان زمان فشمی ‏انتشار یافت، می خوانیم:

«خداوندا، این سرزمین را از خشکسالی، دروغ و دشمن حفظ کن!»آنچه کورش هخامنشی از خداوند طلب می کرد، نشان می دهد که از دیرباز، کشور ما با مشکل اساسی خشکسالی روبه رو بوده است. کشف کانال کشی و سیستم فاضلاب در بناهای تاریخی مانند تخت جمشید، تخصص ایرانیان در حفر قنات و چاه و آب انبار و وجود معابد آناهیتا ـ ایزدبانوی آب ـ در شهرهای مختلف ایران، همه و همه نشانگر آن است که آب، همواره دغدغه بزرگ مردم این سرزمین بوده است.

از آنجا که اقلیم ایران، خشک و نیمه خشک است، مدیریت صحیح منابع آبی در آن از اهمیت زیادی برخوردار است؛ اما متأسفانه سوء مدیریت و بی اطلاعی مردم از ضرورت صرفه جویی در مصرف آب، امروز کار را به جایی رسانده است که کارشناسان از بحران قریب الوقوع در حوزه آب سخن می گویند. در شرایطی که گفته می شود جنگ جهانی بعدی، بر سر آب خواهد بود، این مسأله هنوز در کشور ما چندان جدی گرفته نشده است و نشانی از عزم جدی مسئولان برای مقابله با بحران احتمالی آب به چشم نمی خورد!‏

عوامل موثر در ایجاد بحران آب

بحران آب در ایران تحت تأثیر 3 عاملِ عمده است: رشد جمعیت، کشاورزی ناموثر، مدیریت بد و عطش توسعه. ‏

جمعیت ایران در قرن نوزدهم میلادی زیر 10 میلیون نفر تخمین زده می شد، در حالی که در سال 1979 به 35 میلیون نفر رسید و در دو دهه بعد از آن، جمعیت ایران به 2 برابر افزایش پیدا کرد‎.‎‏ رشد سریع جمعیت، مهمترین عامل کاهش سرانه‎ ‎آب‎ ‎تجدید شونده کشور طی قرن گذشته بوده است.‏‎

‎از طرف دیگر، در حالی که فقط 15 درصد از مساحت ایران زیر کشت می رود، حدود 96 درصد مصرف آب مربوط به بخش کشاورزی است.‏

با توجه به میزان منابع آب و سرانه مصرف، ایران در گروه کشورهایی قرار دارد که در سال 2025 میلادی با کمبود فیزیکی آب مواجه خواهند شد.

این بدان معناست که مردم حتی با بالاترین راندمان و بهره وری ممکن در مصرف آب، برای تأمین نیازهایشان آب کافی در اختیار نخواهند داشت. حدود 25 درصد مردم جهان از جمله ایران مشمول این گروه می باشند.‏

براساس‎ ‎‏«شاخص فالکن مارک» ـ دانشمند سوئدی که بحران آب را بر اساس مقدار سرانه منابع آب تجدیدپذیر سالانه هر کشور تعریف کرده است ـ و همچنین بر اساس شاخص مؤسسه بین المللی مدیریت آب، کشور ایران در آستانه قرار گرفتن در بحران آبی است و برای حفظ وضع موجود خود، تا سال 2025 میلادی باید بتواند 112 درصد به منابع آب قابل بهره برداری خود بیفزاید که این مقدار با توجه به امکانات و منابع آب موجود، غیر ممکن به نظر می رسد.‏

روزنامه‎ ‎واشنگتن پست‎ ‎در تیرماه 1393 اعلام کرد که ایران در میان 24 کشوری قرار دارد که وضعیت آب در آنها خطرناک است. این روزنامه، بحران آب در ایران را ناشی از برنامه ریزی های نادرست در 35 سال گذشته دانست. در خردادماه سال 1393 خورشیدی، خبرگزاری جهانی «طبیعت» با انتشار یک گزارش، بحران شدید آب را برای ایران بزرگترین چالش در دوران معاصر خواند که در 3 دهه اخیر در راه حل آن، گامی برداشته نشده است. این گزارش حاکی از آن است که ایران از مرحله آمادگی برای خطر عبور کرده و هم اکنون در منطقه خطر قرار دارد.‏

تاراج منابع آبی کشور

عیسی کلانتری ـ وزیر کشاورزی‎ ‎‏ کشورمان در دهه 70، بحران آب در ایران را تهدیدآمیزتر از خطر‎ ‎دشمن‎ ‎خوانده است.‏‎ ‎وی که مسئول وقت ستاد احیای دریاچه ارومیه بود، در بهمن ماه 1393 وضعیت آب در ایران را چنین شرح داده است: از زمان‎ ‎ساسانیان‎ ‎و‎ ‎هخامنشیان‎ ‎تا حدود 35 سال پیش، برداشت اضافه از منابع آبی کشور نداشتیم، اما در 35 سال اخیر 120 میلیارد مکعب آب های شیرین فسیلی صدها هزار ساله را که حدود 75 درصد آب های شیرین زیر زمینی بود، به مصرف رساندیم، یعنی منابع آب را تاراج کردیم و جمعیت را افزایش دادیم، غافل از این که این جمعیت باید در یک کشور آباد زندگی کند.

بدون توجه به نیازهای جمعیت، منابع کشور را برای رفع نیازها به تاراج گذاشتیم.

وی افزوده است: امروز هیچ‎ ‎تالاب‎ ‎درون سرزمینی، آب ندارد، از‎ ‎بختگان‎ ‎تا‎ ‎هورالعظیم، باتلاق‎ ‎گاوخونی‎ ‎و دریاچه ارومیه. ما امانتدار بسیار بدی برای این تمدن 7000 ساله بوده ایم، در استاندارد های جهانی هر کشوری که هرسال 20 درصد از آب های تجدید پذیر خود را مصرف کند، هیچ خطری از نظر منابع آب متوجه اش نیست و اگر 20 تا 40درصد استفاده شود، در خطر است، اما به شرط مدیریت می تواند در درازمــدت منابع آب را تأمین کند.

اما اگر بالای40 درصد استفاده کند، وارد بحران شده است. دو کشور در دنیا بالای 40 درصد استفاده می کنند، که اولی‎ ‎مصر‎ ‎است با 46 درصد و دومی ایران با 85 درصد. این یعنی به زودی همه جای ایران مثل باتلاق گاوخونی خشک خواهد شد. ‏

آقای کلانتری همچنین هشدار داده است اگر تا چندسال آینده این معضل رفع نشود، 70 درصد جمعیت کشور مجبور به ترک ایران می شوند!‏

طبق گزارش سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشورمان که در اواسط سال 2013 میلادی منتشر شده بود، بیش از دو سوم خاک ایران ـ در حدود 118 میلیون هکتار ـ به سرعت در حال تبدیل شدن به بیابان است.

عیسی کلانتری، در گفت وگویی با خبرنگاران هشدار داده است: مشکل اصلی که ما را تهدید می کند و از اسرائیل، آمریکا و دعواهای سیاسی خطرناک تر است، این است که فلات ایران دارد غیرقابل سکونت می شود. اگر وضعیت اصلاح نشود، ایران 30 سال دیگر کشور ارواح خوهد شد!‏

افزایش بدون برنامه ریزی جمعیت

در حال حاضر بحران آب در ایران، یکی از دغدغه های اصلی اغلب دانشمندان و کارشناسان حوزه های مرتبط است. ‏

دکتر بوذر قاسمی ـ استاد فیزیک دانشگاه اصفهان، پرسشی دارد که می خواهد از کارشناسان محیط زیست، وزارتخانه های نیرو و کار و مسئولان مرتبط با این مسأله بپرسد: چرا شهرهای ما در دهه پنجاه تا اواخر دهه شصت، چندان مشکلی در زمینه آلودگی هوا و کمبود آب نداشتند؟ در گزارش های منتشر شده در رسانه ها آمده است که شهری مانند تهران با مساحت تقریبی 600 تا 700 کیلومتر مربع، 14 میلیون نفر جمعیت را در خود جا داده است. این بدان معناست که برای هر نفر حدود 50 متر مربع فضای تنفسی وجود دارد که طی 20 سال گذشته، حدود 4500 هکتار از باغات آن از بین رفته و تبدیل به ساختمان شده است و اصفهان، مشهد، اراک و سایر شهر های بزرگ دیگر نیز وضع مشابهی دارند.‏

با این فضای محدود و صنایع اطراف و خودروها و وسایل حمل و نقل و سیستم های گرمایشی، آیا انتظار بیشتری می توان داشت؟ با توجه به روند ازدیاد جمعیت، اگر امروز درباره بهبود هوای شهرها اقدام جدی نشود، باید انتظار روز های بدتری را داشته باشیم.

این استاد ترمودینامیک می افزاید: اخیراً وزیر راه، مسکن و شهرسازی گفته قرار بوده است جمعیت تهران، 7 میلیون نفر باشد، نه 14 میلیون نفر که صحیح گفته اند؛ اصفهان و سایر شهرهای بزرگ نیز به همین نحو.

‎مشکلات امروز در حوزه محیط زیست، آب و آلودگی هوا را می توان ناشی از ازدیاد و تراکم جمعیت و صنایع دانست. متاسفانه در دهه شصت، بدون برنامه ریزی و توجه به پیامدهای افزایش جمعیت، جهش جمعیتی داشته ایم که امروز مشکلات ناشی از آن، گریبانگیر همه ما شده است.

شیرین سازی آب دریا، راهکار امتحان نشده ‏

دکتر بوذر قاسمی می گوید: یک راه حل موثر برای رفع آلودگی هوا و رفع کمبود آب که همزمان اشتغال مولد نیز ایجاد می کند، این است که با ساخت نیروگاه های برق در سواحل خلیج فارس و دریای عمان و استفاده از انرژی تلف شده آنها، شهرک های صنعتی ایجاد شود و صنایع اطراف تهران و دیگر شهرهای بزرگ، به همراه کارکنان شان به آن نواحی انتقال داده شوند تا جمعیت متراکم از شهرها خارج شوند و شهرها فضای بیشتری برای تنفس ساکنان باقی مانده داشته باشند.

صنایع نیز ضمن انتقال، با نگاه به صادرات و رعایت مسائل زیست محیطی خود را بازسازی کنند.

همچنین می توان با استفاده از فناوری های روز، آب دریا را شیرین کرد. لازم به ذکر است که از انرژی تلف شده نیروگاهی شبیه نیروگاه بوشهر، می توان بیش از آنچه زاینده رود در زمان زنده بودن خود آب داشت، آب شیرین از دریا استخراج کرد.

این پروژه بزرگی است اما ساده تر از انتقال پایتخت از تهران یا راهکارهای مشابه آن است، ضمن این که مسأله آب نیز اصولا مسأله کوچکی نیست و حل آن نیاز به هزینه و مدیریت علمی و مصمم دارد.‏

کشت جایگزین

شیرین سازی آب دریا، فرآیندی است که به دلیل هزینه های بالای آن، در فهرست پیشنهادات برخی کارشناسان قرار نمی گیرد. ‏

دکتر عبدالمجید اسدی ـ استاد زمین شناسی، می گوید: اگر هزینه هایی را که قرار است برای این کار مـــصرف کنیم، به جلوگیری از هدررفــت آب اختصاص بدهیم، باصــرفه تر خواهد بود، زیرا هزینه فرهنگ ســازی برای جایگزین کردن محصولات کشاورزی متناسب با اقلیم کشور، نسبت به هزینه شیرین سازی آب دریا ناچیز است. ‏

مهم ترین نقطه نظر کارشناسان و متخصصان برای صرفه جویی در مصرف آب، جلوگیری از کشت و کارهایی است که انجام شان به صلاح و صرفه نیست. ‏

دکتر اسدی با بیان این نکته، می افزاید: مثلا در استان فارس، برنج می کارند.

ما بررسی کردیم و دیدیم که کشت هر کیلوگرم برنج، 7 هزار لیتر آب مصرف می کند.

این مقدار آب در دنیا قیمتی معادل 3 هزار دلار دارد، درحالی که قیمت یک کیلوگرم برنج، یک یا دو دلار است.

بنابراین ما هزینه سنگینی را فدای یکی دو دلار محصول می کنیم که به هیچ وجه صرفه اقتصادی ندارد. عزمی ملی لازم است تا بتوان جلوی این کشت ها را گرفت. اقلیم کشور ما خشک و نیمه خشک اســت و باید کشت هــایی که آب فـراوان لازم دارد، در آن ممنوع شود.

می توان کاشت محصولاتی مانند پنبه را که هم اشتغال زایی مناسبی ایجاد می کند و هم مصرف آب کمی دارد، جایگزین کشت ذرت و برنج و مانند آنها کرد.

دولت می تواند مابه التفاوت قیمت محصولات کشاورزی را به کشاورزان پرداخت کند تا آنها حاضر باشند محصولاتی مانند گندم و پنبه را جایگزین ذرت و برنج کنند.‏

صرفه جویی در مصارف کشاورزی

دکتر عبدالمجید اسدی ـ دبیر دومین همایش ملی راهکارهای پیش روی بحران آب در ایران و خــاورمیانه است کــه دی ماه سال جـاری در شیراز برگزار خواهد شد.

این استاد زمین شناسی با اشاره به رویکرد کشورهای اروپایی در زمینه مصرف آب و انرژی می گوید: در تمامی دنیا صرفه جویی اهمیت دارد. در فرانسه که کشوری اروپایی و پرآب با بارندگی فراوان است، آب و انرژی قیمت بالایی دارند و مردم به درستی از آنها استفاده می کنند.

بنابراین توجه مردم به مصارف خانگی آب مهم است، اما باید بخشی از تبلیغات در زمینه صرفه جویی در مصرف آب را به سمت مصارف کشاورزی ببریم.

در اغلب کشورهایی که شرایط اقلیمی مشابه ما را دارند، این حجم هدر رفت آب در بخش کشاورزی اتفاق نمی افتد. آنها سعی می کنند از کشــت های جایــگزین استفاده کننـد و حتی در برخی مناطق، هرنوع کشاورزی را ممنوع اعلام کرده اند.

در کشور ما نیز در این رابطه حرکت هایی آغاز شده که در مقایسه با عمق مسأله، هنوز خیلی کم است.‏

وی می افزاید: با همین مقدار داشته های آبی، اگر درست مصرف کنیم، می توانیم تا زمان ترسالی دوام بیاوریم. درست مانند کسی که روزه است و 2 ساعت تا افطار فرصت دارد و اگر این مدت را صبر کند، افطار خواهد کرد.

می پرسم: یعنی معتقدید ما پس از این سال های خشک، دوباره دوران ترسالی خواهیم داشت؟ ‏

دکتر اسدی در پاسخ به این پرسش می گوید: این را باید از هواشناسان پرسید، اما آنچه من می دانم این است که با منابع آبی موجود در کشورمان، اگر در مصرف آب به ویژه در بخش کشاورزی صرفه جویی جدی کنیم، می توانیم بحران را پشت سر بگذاریم.

ما همه فشارها را روی مردم گذاشته ایم تا در مصرف آب صرفه جویی کنند؛ حال آن که مصارف خانگی، فقط 4 درصد مصرف آب کشور را تشکیل می دهد و 96 درصد باقی مانده، در بخش کشاورزی مصرف می شود.‏

اصلاح الگوی کشت

دکتر معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات درباره تعاملات این سازمان با حوزه کــشاورزی می گــوید: برنامه های اصلاح الگــوی کــشت با جـدیت در وزارت کشاورزی دنبال می شود.

البـته این گام های اولیه است که برداشته می شود، اما از آنجا که 90 درصد مصرف آب مربوط به بخش کشاورزی است، برنامه ریزی در این حوزه بسیار مهم است.

آموزش کشاورزان برای اجرای طرح های مطلوب با استفاده از تجهیزات بهینه با مشارکت مردم، سرعت بیشتری می گیرد، به عنوان مثال در نیشابور، مردم خودشان چاه های غیرمجاز را شناسایی کرد ه اند و جریانی برای محدود کــردن برداشت های غیرمجاز از آب هــای زیرزمینی به راه انداخته اند و در کـــازرون نیز مردم برای احیای تالاب، خودشان وارد گود شده اند.

با اشاره به عنوان کتاب علوم اجتماعی دوران دبستانم، می گویم: پس ظاهرا «از کازرون تا نیشابور»، مردم وارد عمل شده اند.

دکتر ابتکار با لبخند پاسخ می دهد: همین طور است، در اصفهان مردم نگران و پیگیر احیای تالاب گاوخونی هستند.

خوشبختانه این آگاهی در همه شهرها و روستاهای کشورمان به وجود آمده است و ان شاء الله گسترده تر هم خواهد شد.‏

*منبع: روزنامه اطلاعات

You have no rights to post comments