بابونه : مدت هاست در شبکه های اجتماعی و برخی رسانه ها این عبارت که «دیگران را قضاوت نکنیم» مکرر و در موضوعات مختلف به چشم می خورد و به دیگران توصیه می شود که «دیگران را قضاوت نکنید!». پرسش این است که آیا واقعا قضاوت کردن دیگران کار بدی است؟ آیا نوع زندگی و رفتار دیگران مربوط به خودشان است و دیگران حق قضاوت در باره آنها ندارند؟

 

این نوشته در پی آن است که به پرسش های مطرح شده پاسخ دهد :

تعریف :

کلمه قضا در لغت به معانی گوناگونی اطلاق می‌گردد، رأی، حکم، اراده و الزام و در زبان فارسی معنی مصدری این کلمه یعنی قضاوت مورد استفاده قرار می‌گیرد.[1] قضاوت در فرهنگ فارسی معین به معنای حکم کردن و داوری آمده است.

 

آیا می شود در باره دیگران قضاوت کرد؟

 

در منابع دینی که قرآن شاخص اصلی آن است قضاوت در مراتب مختلفی تایید و مطرح شده است :

اولین قاضی خداوند بزرگ است؛ «قرآن كريم خداوند را «خيرالحاكمين» و «احكم الحاكمين» توصيف مي كند» یعنی نیکوترین داوران؛ و اصل معاد که از «اصول دین» است ریشه در ضرورت حساب و کتاب و عدالت و قضاوت خداوند در باره انسان دارد.

 

دومین گروه از قضاوت کنندگان فرستادگان خدا می باشند :

خداي سبحان براي پايان بخشيدن به نزاع ها و حل اختلافاتي كه در زندگي دنيوي مردم رخ مي دهند، ابتدا پيامبران و جانشينان ايشان را به خلافت خويش در زمين برگزيده و اين مسئوليت خطير را بر عهده ايشان نهاده است: «اي داوود! ما تو را در زمين خليفه (و جانشين) گردانيديم. پس ميان مردم به حق داوري كن.» (ص : 23) و  خطاب به پيامبر عظيم الشأن(صلي الله عليه وآله) مي فرمايد: «ما اين كتاب را به حق بر تو نازل كرديم تا ميان مردم به (موجب) آنچه خدا به تو آموخته است، داوري كني.»[2] (نساء: 105)

 

 و سومین گروه عموم مردم هستند :

قرآن کریم در يك خطاب، نسبت به عموم افراد مي فرمايد: «... و چون ميان مردم داوري مي كنيد، به عدالت حكم كنيد...» (نساء: 58) اين آيات و موارد مشابه آن نشان مي دهند كه خداوند جواز قضاوت و داوري را به بندگان خود از انبيا، اوصيا و عموم مردم عطا نموده است.[3]

 قضاوت عمومی مردم بسيار حايز اهميت است و شايد بتوان گفت: حتي اهميت اين نوع داوري از داوري به معناي خاص بيشتر است؛ زيرا افرادي كه به طور رسمي به قضاوت مشغولند درصد كمي از افراد جامعه را تشكيل مي دهند و اكثريت مردم هيچ گاه در چنين نقشي ظاهر نمي شوند. اما قضاوت به معناي عام تمام انسان ها را در برمي گيرد؛ زيرا هر فردي در موقعيت هاي گوناگون زندگي، ناچار به اظهارنظر، موضع گيري و انتخاب و به عبارت ديگر، داوري در عرصه هاي گوناگون است.[4]

نتايج حاصل از [یک] تحقيق حاكي از آن [است] كه قرآن هر نوع اظهارنظر، موضع گيري و انتخاب انسان را نوعي داوري به حساب آورده است كه مي تواند حق يا باطل باشد.[5]

البته در مواردی هم قرآن کریم داوری در باره دیگران را نکوهش کرده است اما منظور آن نوع داوری است که بر اساس گمان باشد : «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ... اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید! از بسیارى از گمان‌ها بپرهیزید، چرا که بعضى از گمان‌ها گناه است. (حجرات:12)

سرانجام  اینکه از منظر دینی قضاوت (بر اساس عدالت و ضرورت) امری بدیهی و ضروری به شمار می آید، در غیر این صورت، اگر بپذیریم که «دیگران را قضاوت نکنیم!» در واقع موارد مهمی از فروع دین را مانند امر به معروف، نهی از منکر، تولی و تبری و ... را تعطیل کرده ایم! زیرا لازمه ی همه ی اینها قضاوت است.

 

قضاوت در علوم انسانی :

به جهت اینکه انسان موجودی اجتماعی است و به ویژه اینکه در دنیای جدید مدام در برابر حجم وسیعی از اطلاعات قرار دارد، ناچار به قضاوت است؛ به همین جهت برای آمادگی افراد در برخورد با این شرایط برخی از علمای تعلیم و تربیت موضوع «تفکر انتقادی» را مطرح نموده اند.

از جمله کسانی که در حوزه ی تفکر انتقادی نظر داده «ماتیو لیپمن» می باشد : به نظر ليپمن (2003) تفکر انتقادي، تفکری است که  قضاوت خوب را تسهیل می کند؛ زیرا مبتني بر ملاک است، خود اصلاح کننده است و نسبت به متن يا زمينه اي که در آن شکل مي گيرد حساس است.[6]

در تفکر انتقادی فرد باید از مراحل گستردگی فکر (ذهن باز)،  تعریف و شفاف سازی مسأله، بررسی دقیق افکار و  عقاید، شک گرایی معقول، پذیرفتن احتمالات نوین، تجزیه و تحلیل،  ارزیابی مدارک، شواهد و  اظهارات، هنرِ اندیشیدن در باره تفکر خود، بگذرد تا به «قضاوت صحیح» برسد.[7]

نتیجه اینکه هم از منظر دینی و هم از نظر برخی علمای تعلیم و تربیت، اصل قضاوت امری ضروری و مورد نیاز افراد و تعالی جامعه ی بشری است؛ به طور حتم قضاوت در باره ی دیگران محدودیت هایی هم دارد که باید لحاظ شود؛ و قضاوتی که بر مبنای حب و بغض و بدون شواهد و مدارک و اطلاعات لازم باشد باطل، ناپسند و قطعا عقوبت دنیوی و اخروی دارد.

 

عبدالرزاق خواجه زاده

شهریور 1394

 


[1] - http://www.ensani.ir/fa/content/142777/default.aspx

[2] - http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7270

[3] - http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7270

[4] - http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7270

[5] - http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7270

[6] - پایان نامه ی کارشناسی ارشد نگارنده

[7] - همان

 

 

 

You have no rights to post comments