بابونه : انسانیت و اخلاق دو گوهر گران بهای بشریست که بی تردید اگر بگوئیم تمام پیامبران الهی برای برپا داشتن این دو اصل آمده اند حرفی به گزاف نگفته ایم .زرتشت بزرگ پیامبر پارسی نیز در تعالیم خود همواره بر پندار و گفتار و کردار نیک به عنوان سه اصل اساسی زندگی تاکید داشته است.

در تمام طول زندگی بشر و در تمامی اعصار تاریخ هر کجا که این دو گوهر ارزشمند تجلی یافته اند سایر ارزش های والای انسانی همچون عدالت و صلح و برابری و برادری نیز  به ظهور رسیده اند و بر عکس هر کجا که این دو گوهر گم گشته اند  عدالت و صلح جای خود را به  ظلم و ستم داده و شقاوت و کینه و دشمنی جایگزین برادری و برابری شده است.

بی گمان در عصر امروز نیاز به این ارزش های انسانی بیش از هر دوره ی دیگری احساس می گردد و وجود مردان و زنان بزرگی که با سرلوح قرار دادن دو اصل انسانیت و اخلاق زندگی خود را وقف خدمت به بشریت می نمایند  یک موهبت  به حساب می آید.اگر به دنبال شناخت این چنین مردان و زنانی هستید الزاماً نمی بایست آنها را در بین شخصیت های شناخته شده  در یک جامعه  جستجو نمائید.بسیار اتفاق  می افتد که افراد عادی  در کوچه و بازار و در یک شهر کوچک و یا محله  دارای چنین ویژگی های ارزشمندی باشند . کسانی که تا سر حد توان خود به دیگران نیکی می ورزند و تا می توانند از مال و جان خویش برای یاری نیازمندان  مایه می گذارند آن هم بی هیچ چشم داشتی ،  بی هیچ توقعی و بی هیچ سر و صدا و هیاهویی.

همه ی ما از کودکی داستان کیسه ی نان و خرما و کمک های شبانه  مولای متقیان علی ( ع) به فقرا ونیازمندان را شنیده ایم و با تمام وجود آن را پذیرفته ایم  لیکن انسان های بزرگواری در همین شهر و دیار تاریخی و کوچک ما وجود دارند که این شیوه  و سیره ی امام علی (ع) را در عمل پیاده کرده اند و تمام زندگی خود را وقف خدمت به هم نوعان نیازمند خود کرده اند.

زنده یاد مهندس علی اصغر راسخ را می توان نمونه بارز و برجسته ی این نوع انسان ها دانست. انسان هایی  که  با سرلوحه قرار دادن دو اصل انسانیت و اخلاق در زندگی پربار خویش هم چون شمعی درخشان به زندگی بسیاری از اطرافیان و آشنایان  نور و روشنی  هدیه داده اند.  زنده یاد مهندس راسخ انسانی متین و متواضع  با پیشینه خانوادگی بسیار روشن ودرخشان بود که متاسفانه به تازگی به طور ناگهانی و بدنبال یک حادثه تصادف  چشم از جهان فرو بست و تمام کسانی را که با وی آشنایی داشتند به سوگ نشاند.

خوب یادم هست این انسان شریف پس از سال ها خدمت صادقانه در اداره جهاد کشاورزی و رسیدن به دوران بازنشستگی بیشتر اوقات در کنار آموزشگاه رانندگی بهار در ابندای کوچه ی روزی طلب در خیابان شریعتی زیر درخت توت کهنسالی می نشست  و هر  آشنا و رهگذری که می گذشت متواضعانه جلوش به پا می خواست و به او ادای احترام می کرد. برایش  کوچک و بزرگ بودن فرقی نداشت . تفاوتی نمی کرد که  آن رهگذر یک سرمایه دار و بازاری باشد یا یک کارمند و یا کارگرساده . احترام به دیگران و فروتنی و افتادگی جزو جداناشدنی از شخصیت این عزیز بود.افسوس که همراه با درختان کهن سال خیابان شریعتی که زیر و رو گردیدند و از بیخ و بن کنده شدند  مهندس نازنین ما نیز پر کشید و رفت . انگار روحش با این درختان به هم گره خورده بود و اینک در قدیمی ترین خیابان این شهر کهن که تنها یک تک درخت بیشتر به چشم نمی خورد دیگر خبری از علی اصغر  محبوب  بچّه های محل نیست.

علی اصغر را همه ی ما بسیار دیر شناختیم .در واقع بهتر است بگوئیم که اصلا نشناختیم تا آن روز که در مراسم تشییع جنازه و ترحیمش یک به یک افراد غریبه ای را می دیدیم که اشک ریزان و ناله کنان می آمدند و در گوشه ای  می نشستند و فقط و فقط اشک می ریختند. خدای من این ها چه کسانی هستند و با مهندس علی اصغرما چه نسبتی دارند ؟ وقتی  که جویای علت زاری شان می شدند  و نسبت آشنایی شان با علی اصغر را می پرسیدند با ناله می گفتند این بزرگوار سال ها بود که مخفیانه  و محرمانه می آمد و به ما وخانواده های مان از لحاظ مالی کمک می نمود.در همین مدت کوتاه از درگذشت این عزیز موارد بسیاری شناخته شده اند که  تحت پوشش و سرپرستی ایشان روزگار می گذرانیده اند و سایه  با ارزش ایشان سر پناه زندگی بسیاری از هم شهریان خود بوده است.مهندس علی اصغر عزیز هر چند تا آخر عمر مجرد ماند و ثمره و فرزندی از خود نداشت لیکن فرزندان معنوی بسیاری در این شهر طعم محبت پدرانه او را چشیده اند و سایه پدری او بر سر دختران و پسران بسیاری بوده است. از  قضا راز تجرد ایشان نیزگویا در همین مسئله نهفته بود تا آنجا که برادر ارجمند شان دکتر  محسن راسخ در بخشی از خاطرات خود از ایشان نقل می کند که علی اصغر همیشه می گفت کار من بخشندگی است و من می خواهم آنچه را که دارم به آنان که نیازمندند ببخشم. آری بی توجهی به مال دنیا ،  انفاق و گرفتن دست نیازمندان  در کنار  ویژگی های اخلاقی دیگری همچون  ادب و متانت و افتادگی  از برجستگی های شخصیتی این مردخدا بود و نگارنده  احساس می کند که اشاره نمودن به این خصائل والای انسانی  کمترین کاری است که می توان در حق این بزرگوار کرد و امیدواریم که  با بیان این نکات در مطبوعات شهر  همه ی ما به خود بیائیم و اگر  توان آن را داریم که کاری را برای دیگران انجام دهیم و مشکلی از مشکلات اطرافیان خود برداریم کوتاهی نکنیم. همان گونه که سعدی بزرگوار در  کتاب بوستان خود می فرماید :

  عبادت به جز خدمت خلق نیست            به تسبیح و سجاده و دلق نیست

و نکته پایانی آنکه این بزرگوار در اخرین روزهای عمر پر برکت خویش و پیش از آخرین سفرش متن وصیت نامه ای را تنظیم و به یکی از بستگان نزدیک خویش می دهد که عجبا در متن این نامه نیز باز ایشان همگان را به نیکی و پر هیز از بدی و کینه و دشمنی سفارش می کند و کلام خود را با این شعر زیبای فردوسی بزرگ به پایان می برد که :

    نباشد همی نیک و بد پایدار        همان به که نیکی بود یادگار   

    دراز است دست فلک بر بدی      همه نیکویی کن اگر بخردی

و تنها تقاضایش از  آشنایان آن می شود که این ابیات زیبای فردوسی را بر سنگ مزارش  بنویسند.

درود می فرستیم به روح بلند این مردخدا و از پروردگار جهانیان آرزوی شکیبایی  برای خانواده محترم شان بوِیژه جناب دکتر راسخ و استاد عباس راسخ پیشکسوت ورزش فوتبال کازرون  می نمائیم.

روحش شاد .

 

محمودرضا پولادی

شهریور 1394 

You have no rights to post comments