بابونه: امروزه در عرصه فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی ایجاد تشکل‌های سیاسی و مدنی از نیازهای غیرقابل‌انکار بوده چراکه با توجه به پیچیدگی و نیازهای جوامع امروزی یکی از پیش‌نیازهای مهم توسعه سیاسی تشکیل احزاب و تشکل‌ها هست. تفکر و رفتار ر تشکیلاتی به معنی تجمیع افکار و اندیشه‌ها و توانایی‌های متفاوت افراد در کنار همدیگرمی باشد.

در حوزه مسائل سیاسی یکی از اهداف اساسی فعالیت‌های تشکیلاتی دستیابی به قدرت و یا سهیم شدن در آن و یا حداقل نقد قدرت هست. حاکمان و صاحبان قدرت هم ذاتاً به‌گونه‌ای بوده و هستند که نسبت به واگذاری و تقسیم و یا نقد قدرت خود مقاومت و سرسختی و واکنش نشان می‌دهند بر همین اساس حرکت و کنش در جغرافیای قدرت و حکومت موضوعی کاملاً حساس، جدی و حتی پرمخاطره می‌باشد. فلسفه وجودی جوامع و حکومت‌های مردم‌سالار این است که مردم در تعیین سرنوشت خود حضورداشته و سهیم باشند و از یک‌سویه شدن قدرت درروند اداره جامعه پرهیز شود و همچنین قدرت مردم تنها ابزار کنترل و تنظیم قدرت حاکمان و صاحبان قدرت شناخته‌شده است. قانون اصلی‌ترین مؤلفه‌ای می‌باشد که می‌تواند فرایند توزیع و تقسیم و انتقال قدرت‌ها را مدیریت نماید و به تنظیم ارتباط بین دولت و مردم بپردازد بدون اینکه مردم بخواهند به‌زور و خشونت متوسل شوند و یا حاکمان بخواهند در مسیر خودکامگی قدم بردارند.

اینکه قدرت مردم چگونه متمرکزشده و قابلیت اعمال و کاربرد پیدا می‌نماید یکی از موضوعاتی است که در طول تاریخ نظام‌های سیاسی مختلف محل بحث‌وجدل و همراه با چالش و کشمکش فراوان بوده است تا اینکه تجربیات موفق و ناموفق بشریت به این نتیجه رسیده است که تنها در چهارچوب قانون می‌توان به مدیریت و ساماندهی و تعیین حدومرزهای حکومت‌ها و دولت‌ها پرداخت و شرایط دخالت و حضور مردم در بحث اداره جامعه را مشخص نمود؛ که در این میان برگزاری انتخابات مختلف و تعیین نمایندگانی از طرف مردم به‌عنوان یکی از الزامات اداره جامعه به شیوه مرم سالاری، از تجربیات موفق بشریت در موضوع حکومت و قدرت شناخته‌شده است. و همچنین اینکه مردم چگونه می‌توانند در انتخاب نمایندگان خود به نحو شایسته‌ای عمل نمایند تا از کمترین خطا و اشتباه برخوردار باشند، تجربه اخیر تاریخ تکیه‌بر تحزب و تشکل‌گرایی را به ما عرضه می‌نماید. یکی از مهم‌ترین کار ویژه احزاب و تشکل‌های سیاسی ساماندهی نیروهای پراکنده مردمی می‌باشد. امروزه اداره جوامع آن‌قدر پیچیده شده که یک یا چند فرد به شکل پراکنده نمی‌توانند، برنامه منسجمی برای اداره کشور داشته باشند. کار ویژه دیگر حزب تدوین برنامه برای اداره کشور است که حزب به شکل عملیاتی برنامه خود را تدوین می‌کند و دست به کادر سازی برای اجرای برنامه خود می‌زند و درواقع حزب به نخبه پروری و تربیت و تحویل نیروهای شایسته به جامعه می‌پردازد. افراد در فرایند کار تشکیلاتی به بلوغ فکری و سیاسی لازم دست خواهند یافت و تمرین ترجیح منافع جمعی و ملی بر منافع فردی را انجام داده و مفهوم تعهد را درک خواهند نمود و احزاب برای حفظ اعتبار و حیثیت خود دائماً به‌گزینش درون‌گروهی دست‌زده و بر عملکرد افراد نظارت می‌نماید تا ازشتابزدگی، خودسری و تک‌روی‌ها که منجر به آسیب فراوان خواهد شد جلوگیری نمایند.

وازجهت دیگر فعالیت‌های حزبی و تشکیلاتی منجر به بالا بردن سطح آگاهی و بینش سیاسی مردم می‌گردد و ضمن جلوگیری از حرکات توده‌ای و احساسی باعث می‌شود تا از ورود افراد یا جریان‌های ناشناخته و بی‌ریشه به عرصه انتخاباتی و مدیریتی کشور جلوگیری شود و در کنار آن سطح پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری دست‌اندرکاران در مقابل مردم را بالابرده و توسعه و نهادینه شدن کار جمعی و تشکیلاتی را به همراه خواهد داشت.

در ارتباط با بحث حکومت می‌توان گفت که فعالیت احزاب تضمینی برای بقا و دوام حکومت‌ها خواهد بود وازاینکه فرد خاصی بتواند مدیریت و سرنوشت مردم را بر اساس خواست درونی خود به بازیچه گرفته و جامعه و نظام حکومتی را به مخاطره بیندازد جلوگیری خواهد کرد. شاید انحصار قدرت در دست افراد برای آنان لذت‌بخش باشد اما باید بدانیم که این شرایط برای نظام سیاسی مستقر آفت تلقی می‌شود. احزاب می‌توانند قدرت را مهار و نهادینه کرده و ارتباط حکومت و ملت را تنظیم نمایند همچنین نیروهای پراکنده و لجام‌گسیخته توسط تشکل‌ها شناسنامه‌دار شده و انتقادات و اعتراضات نیروهای ناراضی در سطح جامعه در چهارچوب قانون ساماندهی و مدیریت می‌شوند که برآیند همه این موارد افزایش رضایت و مشارکت مردم و درنهایت بالا رفتن ضریب امنیت ملی را در پی خواهد داشت.

تحزب یک تجربه موفق در عالم سیاست بوده و اندیشمندان سیاسی آن را فرزند خلف و همچنین رکن چهارم دموکراسی می‌نامند. در کشور ما به دلایل مختلف احزاب تشکل‌ها جایگاه اصلی خود را پیدا ننموده‌اند و بر همین اساس انتخابات هم بر پایه تفکرات و برنامه‌های حزبی برگزار نمی‌شود و این به‌عنوان یک نقص قابل‌توجه در انتخابات ما قابل‌رؤیت است؛ یعنی انتخابات ما هنوز به‌جای انتخاب تفکرها، اندیشه‌ها و برنامه‌ها، فرد محور است و ما دنبال این هستیم که همچنان افراد را برگزینیم که این مسئله از طرفی بر فرهنگ سیاسی ما و از طرفی دیگر بر روند توسعه کشور تأثیر منفی می‌گذارد لذا بامعنای واقعی انتخابات که باید منتهی به انتخاب تفکرها و برنامه و درنتیجه افراد خبره و شایسته شود فاصله‌داریم. خویشاوند سالاری و قومیت‌گرایی و نگاه فردی و بخشی نگری هنوز از عوامل تعیین‌کننده در انتخاب‌های ما به‌حساب می‌آیند و پیامد آن پایین آمدن سطح کیفی منتخبین و نهادهای انتخابی در کشورخواهدبود. این روند خود از موانع فرایند توسعه همه‌جانبه در کشور ما است و تا وضعیت تحزب در کشور درست نشود و انتخابات هم در قالب تشکیلات و تحزب و بر مبنا و محور منافع کلان ملی و منطقه‌ای شکل نگیرد وضعیت مدیریتی کشور هم به سامان نخواهد رسید و ما هم با این وضعیت به سمت توسعه و پیشرفت نخواهیم رفت. مدیریت کشور زمانی به یک مدیریت بهینه و تأثیرگذار تبدیل خواهد شد که افرادی که توانمندی و اصالت و کفایت آن‌ها به اثبات رسیده باشد از طریق کانال‌های حزبی انتخاب شوند و اداره و سرنوشت مردم را به عهده گیرند.

در کشورهای کمتر توسعه‌یافته مانند ایران اسلامی ما معمولاً یکی از متولیان اصلی نهادسازی و توسعه تفکر تشکیلاتی وتحزب گرایی و کاهش‌دهنده هزینه‌های آن و همچنین تسهیل‌کننده و مشوق گسترش نهادهای مدنی دولت‌ها هستند که تاکنون آن‌چنان عزم و اراده جدی که شایسته شان نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد را در این زمینه کمتر مشاهده نموده‌ایم و پیامدهای آن را هم لمس کرده‌ایم ازجمله حضور افراد و یا جریان‌های فاقد صلاحیت و شایستگی لازم به‌عنوان نماینده مردم در سطوح مختلف که تحمیل هزینه‌های هنگفتی را بر پیکره نظام و مردم به همراه داشته است. لذا با توجه به اینکه در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی قرارگرفته‌ایم می‌طلبد که هم دولت مسئولانه‌تر از گذشته در جهت حمایت از فعالیت‌های حزبی و تشکیلاتی گام بردارد و هم فعالان سیاسی فعالیت‌ها و برنامه‌های خود را در قالب احزاب و تشکل‌های سیاسی رسمی شناسنامه‌دار ارائه دهند و همچنین احزاب و تشکل‌های سیاسی هم فارغ از انحصارطلبی و با وسعت نظر و رعایت اصول اخلاقی و تعهدات تشکیلاتی گام برداشته و در جهت جلب اعتماد جامعه تلاش نمایند و از همه مهم‌تر مردم با تغییر روش و معیارهای گذشته ضمن لحاظ منافع و مصالح کلان، نگاه خود از انتخاب افراد خاص به انتخاب تفکر و اندیشه‌های سیاسی اجتماعی اصالت دار و شناخته‌شده تغییر داده و عمل نمایند.

 

 ذبیح اله رضایی

فرهنگی و کارشناس ارشد علوم سیاسی

آبان 1394

 

 

 

 

You have no rights to post comments