بابونه: گرچه همه ی مسوولین و مدیران بخوبی می دانند که روزی باید پست خود را به دیگری بسپارند و بروند اما گاه عمر خدمت شان بیش ازحد انتظار کوتاه و یا برعکس طولانی می شود. یعنی گاه نیامده باید بروند و گاه آنقدر مانده اند که خودشان پشیمان شده اند و اما علی اکبر صفایی خیلی زودتر از آن مدتی رفت که انتظارش بود.

البته این اتفاق برای همه ی نهادها و یا بهتر بگوییم برای برخی مدیران رخ نمی دهد چرا که بعضاً مواردی هم داشته ایم که مردم می خواسته اند که از ادامه حضور مسوولی در شهر جلوگیری کنند و حتی زمین و زمان را به هم دوخته اند اما نشده است. حتی تغییر دولت ها و نمایندگان هم چاره ساز نبوده حتی مواردی از بی کفایتی فرد و گاه عدم برخورداری از حداقل صلاحیت و لیاقت هم مانع نشده تا آن کسی که مردم نخواسته اند برود و برعکس ان هم بوده که مدیری و مسوولی را بی هیچ بروبرگردی راهی کرده اند. خب این را گفتم که عده ای مدام از نگارنده و دیگر دوستان قلم به دست انتظار معجزه نداشته باشند. آخر ما سر پیازیم و یا ته پیاز، آن چیزی که از دست ما برمی آید انتقال نظر و دیدگاه های خود و دیگر شهروندان است باور کنید ما جماعت نویسنده و مطبوعاتی توی معاملاتی که عده ای پشت پرده با هم می کنند دخل و تصرفی نداریم بهر حال دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.

و اما در موردنقد کردن از مسئولین باید عرض شود که عقل و منطق حکم می‌کند که به مدیری که پستی را تحویل می‌گیرد مدت‌زمانی وقت داد تا کارش را شروع کند و با شهر و حوزه‌ی کاری‌اش آشنا شود و چنانچه حداقل یکسالی از تصدیگریش گذشت به سراغش رفت و پرسید شما چه کارکرده‌اید و یا به‌قول‌معروف بیلان دهید! که اگر در بیلان دادن طفره رفت و مردم را قانع نکرد آنگاه ابتدا به او گوشزد شود تا اگر فراموش کرده برای چه در پست و سمت خویش است به خود بیاید و کار مردم و شهر را بهتر و درست انجام دهد تا اینجا که هم وظیفه‌ی اصحاب رسانه مشخص است و هم دوستان مدیر می‌پذیرند که مردم ارباب نمی‌خواهند و آقایان باید خادم خوبی برای مردم باشند. اما چه اتفاقی می‌افتد که برخی باید بروند و تعدادی هم باید به‌زور هم که شده بمانند این از آن معماهایی است که جوابش را هرکسی خودش باید پیدا کند چراکه همه‌ی مردم باهوش و زیر کند و بقول معروف مو را از ماست بیرون می‌کشند و اما باخبر شدیم که باز در حوزه‌ی حفاظت از محیط‌زیست تغییر صورت گرفت و مهمان گرامی‌مان علی‌اکبر صفایی رفت و جایش را به یکی از هم شهرستانی‌های دیگرمان محمود جعفری داد. خب با آنچه در ابتدا گفته شد باید منتظر ماند و عملکرد مدیر جدید را مشاهده نمود. اما نگاهی گذرا  به رویدادهای دوره‌ی مدیر قبل می‌تواند در اجرای امور در این حوزه کارگر باشد هرچند باید اذعان کرد که غافلگیر شده‌ایم بااین‌وجود درباره‌ی عمر کوتاه مدیریت صفایی کمی هم‌قلم فرسایی می‌کنیم و شاید از معدود دفعاتی باشد که نگارنده از مدیری صحبت می‌کنم که پشت میزش نیست. چراکه انتظار برکناری این مهمان هم استانی را به این زودی و حداقل تا پایان دوره‌ی نماینده‌ی فعلی نداشتیم اما وقایعی که رخ داد گویا به رفتن ایشان کمک کرد هرچند به‌جرئت می‌توان گفت که ایشان چوب جوانی‌اش را در شهر ما خورد قضیه‌ی قرار گرفتن در مقابل آن جی اوهای قوی و جوان و پرانرژی شهر کازرون یکی از مواردی بود که کار را برای وی سخت و دشوار نمود هرچند ایشان طبق خبرهایی که به مطبوعات رسید گناه را بر گردن دیگران انداخت. بهر حال یکی از اقدامات ناپسند در دوره‌ی وی مقابله کردن با حضور محیط‌زیست بان مطرح و استاد بزرگوار مهندس محمد درویش بود که هرروز با صداوسیما همکاری دارد و از برگزاری نشست ایشان در کازرون ممانعت به عمل آمد. هرچند این‌یکی هم به طریقی علت خاص خودش را داشت و بعضاً تنها ایشان قربانی شدند شاید بدترین قسمت قضیه این بود که علی‌اکبر صفایی به‌جای مدیری لایق، مردمی و دلسوز آمد که هنوز که هنوز است مردم او را می‌خواهند (مهندس خداپرست) و حضورش را طالب‌اند. اگر به همین سه موردنظر بیاندازیم خواهیم دید که مدیریت بر سازمان حفاظت از محیط‌زیست شهرستان باآن‌همه وسعت و حوزه‌ی کاری پرتنش یکی از پست‌های کلیدی است که آقایان می‌طلبید به خاطر منافع خویش دست به آن نمی‌زدند. چطور می‌شود با حضور و تلاش اساتید و دلسوزان فعال و جوان و ان جی اوهای واقعاً مردمی و گروه های خودجوش در عرصه های فضای سبز و مدافعان جنگل و مراتع شهرستان عده‌ای به دخل و تصرف در امری بسیار تخصصی و حساس بپردازند و کسی قربانی نشود. آیا می‌شود از محیط‌زیست ایران و کازرون گفت و در عرصه داخلی و کشوری مهندس درویش‌ها، مهندس علی‌اکبر کاظمینی‌ها، مهندس جمال خداپرست‌ها و دیگر عزیزان زحمت‌کش و مردم شریف کازرون راندید و یا سعی به اطاعت کردن کورکورانه‌ی آن‌ها کرد. یقیناً مدیریت جدید اداره حفاظت از محیط‌زیست شهرستان کازرون باید با شناخت جامع و کامل در نهادی انجام‌وظیفه کند که متعلق به مردم ، گروه‌ها و تشکل‌های مردم‌نهاد است. بی‌شک اگر ایشان قصد جلب رضایت شهروندان و موفقیت در حوزه‌ی کاری خود را دارد باید از برنامه‌ها و سیاست‌های دولت در راستای دفاع از طبیعت و ثروت ملی شهرستان کازرون پیروی نماید تا در نزد مردم گرامی بماند.       

 

منوچهر حبیبی

آبان 1394

هفته نامه بیشاپور

 

 

 

You have no rights to post comments